اصولاً علاقه نداشتم که جواب آقایان و این آیات خدا که به حق اسم با معنا و زیرکانه ای بر آنان نهاده اند را بدهم ولی دیدم اگر نگویم باز توهماتی برایشان ایجاد می گردد که شاید بعدها این عاقلان را دچار مشکل نماید از این رو زمانی که سخن پراکنی و فضل پراکنی آیات را دیدم و اینکه بر بالای منبر و بارو و... فریاد می کنند و مردم را مفسد فی الارض و منافق و محارب و مرتد و بزغاله ! و گوساله ! و... می نامند (از امروز فهمیدیم که بزغاله و گوساله هم منافق و مفسد فی الارض هستند و اصلاً برای همین ذبح می شوند!!) و جرم های جدید و جالب از قبیل اخلال در نظم ترافیکی تهران!! ، توهین به تظاهر کنندگان! و ... متهم می شوند و بعد به مجازات های سنگین از قبیل تبعید و منع از تمام فعالیت های سیاسی و اجتماعی!! محکوم می شوند و در آخر از مقامات قضایی می خواهند که همه معترضین را بازداشت کنند !!! و در خواست اشد مجازات را برای مردم می کنند ناچار و مبهوت یاد شعر پروین اعتصامی افتادم که می گفت:
گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را
گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست
و این جواب را برای آیات محترم کافی دانستم
محتسب، مستی به ره،دید و گریبانش گرفت
مست گفت ای دوست، این پیراهن است، افسار نیست
گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان می روی
گفت: جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست
گفت: می باید تو را تا خانهی قاضی برم
گفت: رو، صبح آی، قاضی نیمه شب بیدار نیست
گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم
گفت: والی از کجا در خانهی خمار نیست
گفت: تا داروغه را گوئیم، در مسجد بخواب
گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست
گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان
گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست
گفت: از بهر غرامت، جامهات بیرون کنم
گفت: پوسیده است، جز نقشی ز پود و تار نیست
گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست
گفت: می بسیار خوردی، زان چنین بیخود شدی
گفت: ای بیهودهگو، حرف کم و بسیار نیست
گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را
گفت: هوشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر