۱۳۸۸ دی ۲۴, پنجشنبه

۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه

سحابی و انذارهایش

مهندس عزت الله سحابی نماد یک عمر مبارزه برای آزادی است.پیرمردی که اکنون معترضان ایرانی را به آرامش و پرهیز از خشونت دعوت می کند با زبان تجربه سخن می گوید.تجربه هایی که هر یک خود برگی از تاریخ پر فراز و نشیب آزادیخواهی ایرانیان است.نهضت ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی 1357 و اصلاحات 1376 و جنبش سبز 1388 سرفصل هایی از مبارزه ملتی برای نیل به آزادی و توسعه است.مهندسی که امروز با ما سخن می گوید خود هر یک از این تجربیات بی شمار را با جان و دلش احساس کرده است.به خوبی مشاهده کرده چگونه بزرگترین فرصت ایرانیان برای تحقق دموکراسی در سال 1332 با کودتای انگلیسی و آمریکایی علیه دولت ملی مصدق  از دست رفت و چگونه رژیم شاه زمانی صدای انقلاب ملت ایرات را شنیپد که انقلاب اراده خود را بر وی تحمیل کرده بود.مهندس و دوستانش پس از انقلاب 57 بعد از مدتی کوتاه برای حفظ اصول اخلاقی و آزادیخواهانه خویش از دایره قدرت کنار رفتند .البته مهندس مایوس و سرخورده نشد و همچون دوران شاه نقش خود را به عنوان یک منتقد بازی کرد.منتقدی که به سبب صراحت سخن و دید راهبردی خود مانند دوران شاه زندان را تجربه کرد  و شدیدترین فشارهای امنیتی  را تحمل کرد.حتی بسیاری از مخالفان و منتقدان مهندس در خارج و درون حاکمیت بر صداقت و اخلاقگرایی وی اذعان دارند.او شیفته ایران است و مصلحت وطن را فراتر از هر مصلحت شخصی و جمعی می داند.اکنون پیرمرد  80 ساله ما با کوله باری از تجربه با نسلی سخن می گوید که بعد از انتخابات 88 به خیابان ها ریختند و در روندی مسالمت آمیز بر مطالبات خود تاکید کردند.هر چند این مبارزه مردمی فراطبقاتی و فرانسلی است اما حضور پرشور نسلی جوان به خصوص حضور دختران چهره ای ویژه به مبارزه بخشیده است.شاید حاکمیت گمان نمی کرد که جوانانی که در نظربسیاری  سوسول و منفعل و بی قید و بند بودند اینگونه در دل آتشو دود و گلوله  بر مطالبات خود اصرار ورزند.نه تنها حاکمیت که تمامی گروههای سیاسی و مدنی از این شورو شعف نسل جوان  شگفت زده شدند.

مصاحبه لومند با دکتر محسن کدیور


اکنون دیگر کار از یک اعتراض ساده به نتیجه انتخابات در ایران گذشته است. می توانید به ما بگوئید واقعاً چه اتفاقی افتاده؟
ما با یک کودتای واقعی ازجانب مسئولین فعلی مواجه هستیم. در انتخابات ریاست جمهوری خردادماه نتیجه انتخابات را به کمک رهبر، آقای خامنه ای و شورای نگهبان ناظر بر انتخابات و پاسداران انقلاب که کنترل کشور را در دست دارد تغییر دادند. شخص آقای خامنه ای به طور غیرقانونی از وظایف رهبری به سود قدرت شخصی خود تخطی کرده است و ضمن قراردادن افراد وابسته به خود در همه جا از قانون اساسی یک تفسیر شخصی ارائه می دهد. در فصل سوم  قانون اساسی حقوق شهروندان تعریف شده است امّا در ایران تنها چیزی که به جا مانده سانسور و بازداشت است.
به سراغ نهادی که “شورای نگهبان” نامیده می شود، برویم. قانون اساسی ایران نقش شورای نگهبان را “نظارت” بر انتخابات یعنی مراقبت بر حسن جریان آن تعریف کرده است امّا آقای خامنه ای چه کرده؟ از این اصل قانون اساسی یک تفسیر افراطی و من درآوردی ارائه داده (نظارت استصوابی) که بر اساس آن شورای نگهبان، که اعضایش منصوب خود اوهستند، در وهله اوّل نامزدها را بر اساس معیارهای مورد نظر خامنه ای “گرینش” می کنند. این مسئله باعث شد که، به عنوان مثال، در آخرین انتخابات مجلس در سال 2008 وقتی رأی گیری آغاز شد عملاً هیچ نامزد اصلاح طلبی در صحنه رقابت باقی نمانده بود. از نظر من این مجلس یک” مجلس انتصابی” است نه یک مجلس انتخابی به معنای واقعی. در مورد جمهوری اسلامی هم همینطور. این حکومت دیگر نه جمهوری است نه اسلامی. فقط اسمی از آن روی کاغذ مانده، واقعاً نمی توان با این سیستم به شکل فعلی آن ادامه داد.
آیا رهبر برای رسیدن به یک غایت مذهبی است که می کوشد جمهوری اسلامی را به یک نظام استبدادی تبدیل کند؟
در مبارزه ای که اکنون در ایران جریان دارد دو اسلام رودررو قرار گرفته اند. یکی” اسلام سبز” به عنوان دین مدارا و معتقد به آزادی که ارزش های اسلامی را با دموکراسی کاملاً سازگار می داند. این همان اسلامی است که آیت الله العظمی منتظری که به تازگی درقم درگذشت منادی آن بود و امروز کسانی نظیر محمد خاتمی رئیس جمهور اصلاح طلب سابق و میرحسین موسوی نمایندگانش به شمار می روند.
دیگری اسلامی است که من آن را ” اسلام سیاه” می نامم. این، اسلام آقای خامنه ای و مصباح یزدی مرادِ تند رو و بنیاد گرای احمدی نژاد است. به اعتقاد آن ها باید این”اسلام سیاه” را به تمام جهان صادر کرد تا همه به آن بپیوندند و در این راه توسل به هر شیوه ای از جمله کاربرد زور را، در صورت لزوم، مجاز می دانند.
آقای خامنه ای پیش از آنکه در سال 1989 رهبر شود حتی آیت الله هم نبود چه برسد به آنکه آیت الله العظمی باشد. عنوان آیت اللهی او یک عنوان سیاسی است. شخص امام خمینی او را حجت الاسلام می خواند که یک عنوان رده سوم در سلسله مراتب روحانی است و آیت الله منتظری که خودش بالاترین مقام روحانی یعنی مرجعیت را داشت و یکی از مؤلفین قانون اساسی بود صلاحیت آقای خامنه ای را برای ایفای وظیفه رهبری رد می کرد.
آیا رهبری واقعاً در دست آقای خامنه ای است؟
ما هم این سئوال برایمان مطرح است. آقای خامنه ای برای پنهان کردن عدم اعتبار و صلاحیت “مذهبی” خود اجازه داده که سپاهیان پاسدار انقلاب و نیروهای امنیتی احاطه اش کنند. ایشان از وقتی رهبر شد به کل تغییر کرد. پیش از رهبر شدن آقای خامنه ای لحظاتی پیش می آمد که می شد او را  یک اصلاح طلب تعریف کرد امّا از وقتی هشتاد درصد قدرت در دستانش متمرکز شده تصورش اینست که این قدرت از جانب خداوند به او داده شده بنابراین نباید پاسخگوی هیچکس جز خدا باشد.
راه حل پیشنهادی شما چیست؟
پیشنهاد من برگزاری یک همه پرسی است که [حداقل] سه راه را در مقابل مردم قرار دهد:
اول،جمهوری اسلامی منهای ولایت فقیه [جمهوری اسلامی به روایت پیش نویس قانون اساسی]؛
دوم، جمهوری بدون پسوند اسلامی [جمهوری لائیک]؛
سوم، جمهوری اسلامی با ولایت فقیه [جمهوری اسلامی واقعا موجود].
فکر می کنم که فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب و بنیاد گرایان راه سوم را انتخاب کنند، بسیاری از جوانان به راه دوم رأی دهند، و نیمی از مردم راه اول را ترجیح دهند.
تصور من اینست که مردم خواستار سرنگونی نظام [=انقلاب] نیستند، امّا دیکتاتوری به نام مذهب[استبداد دینی] را هم نمی خواهند.
منبع: لوموند 5 ژانویه2010
ترجمه شده در جرس

۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه

وبلاگ جدید

یک وبلاگ جدید با همین خط نگرش باز کردم دقیقاً به همین نام

۱۳۸۸ دی ۱۵, سه‌شنبه

بررسی فعالیت‌های آزادی‌خواهانه ایرانیان در گفت و گو با مهندس سحابی




حاشيه خود را با متن وفق دهد
عبدالرضا تاجیك: گفت و گویی کوتاه زمینه ساز طرح دو دیدگاه متفاوت در خصوص چگونگی فعالیت های آزادی خواهانه ایرانیان وطن دوست شد. مهندس عزت الله سحابی در گفت و گو با خبرنگار روزنامه اعتماد بر این نکته تأکید کرده بود که "یک مبارز با تجربه ملی به سادگی دچار سرخوردگی نمی شود." او در این گفت و گو انگشت بر شور و حرارت، جوان بودن و کمی تجربه فعالان جریان اصلاح طلب گذاشته بود. انتقادی که با واکنش برخی فعالانی مواجه شد که برای فعالیت های آزادی خواهانه خود به خارج از کشور مهاجرت کرده بودند. اینک او با پاسخ به سؤالات مطرح شده، در بسط و تبیین دیدگاه های خود تلاش کرده است.