۱۳۸۸ دی ۲, چهارشنبه

در باب هتک حرمت به آیت الله صانعی

یک روز تو روستای کلات خان بالا با خان پایین درگیر میشن
خان بالا رعیت و جمع می کنه میگه برین پدر خان پایین در بیارین
مردم رو میشوره بر علیه خان پایین مردم میرن شیشه های خونه خان پایین میشکنن در خونشو از جاش می کنن
فحاشی می کنن و...

می گذره
بعد از چند ماه دو تا خان با هم آشتی می کنن
خان پایین به خان بالا میگه رفیق ما با هم درگیر بودیم
ولی کار خوبی نکردی مردم رو تحریک کردی شیشه های خونه من بشکنن
این کار تو به مردم فهموند که شیشه خونه خان رو هم میشه شیکست

هیچ نظری موجود نیست: